اینم چند خط از حرف دلهای شکسته که تنها دلخوشیشون همین کلماتن ....
به امید روزی که هیچ عاشقی رو تنها نذارن ..........
------------------------------------------
خیلی
سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه ... خیلی سخته که عزیزترین
کست ازت بخواد فراموشش کنی ... خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو
بدون حضور خودش جشن بگیری ... خیلی سخته که روز تولدت ، همه بهت تبریک بگن
، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای ... خیلی سخته که غرورت رو به
خاطر یه نفر بشکنی ، بعد بفهمی دوست نداره ....
بین
کسی که عاشق شده است و کسی که تنها شخصی را دوست دارد تفا وتهایی است .
نکات زیر به شما کمک خواهد کرد تا این تفا وتها را درک کنید. 1-
هنگام دیدن کسی که عاشق او هستید تبش قلب شما زیاد شده و هیجان زده خواهید
شد اما هنگامی که کسی را می بینید که آنرا دوست دارید احساس سرور و
خوشحالی می کنید.
2- هنگامی که عاشق هستید زمستان در نظر شما بهار است ولیکن هنگامی که کسی را دوست دارید زمستان فقط فصلی زیبا (زمستانی زیبا) است.
3- وقتی به کسی که عاشقش هستید نگاه می کنید خجالت می کشید ولیکن هنگامی که به کسی که دوستش دارید می نگرید لبخند خواهید زد.
4-
وقتی در کنار معشوقه خود هستید نمی توانید هر آنچه که در ذهن دارید بیان
کنید اما در مورد کسی که دوستش دارید شما توانایی آن را دارید.
5-
در مواجه شدن با کسی که عاشقش هستید خجالت می کشید و یا حتی دست و بای خود
را گم می کنید اما در مورد فردی که دوستش دارید راحتتر بوده و توانایی
ابراز وجود خواهید داشت.
6- شما نمی توانید به چشمان کسی که
عاشقش هستید مستقیم و طولانی نگاه کنید (زل بزنید)اما می توانید در حالی
که لبخند ی بر لب دارید مدتها به چشمان فردی که دوستش دارید نگاه کنید.
7- وقتی معشوقه شما گریه میکند شما نیز گریه خواهید کرد و اما در مورد کسی که دوستش دارید سعی بر آرام کردن او میکنید.
8-
احساس عاشق بودن و درک آن از طریق نگاه ( دیدن ) است اما در درک دوست
داشتن بیشتر از طریق شنوایی است ( از طریق ابراز علاقه بصورت کلامی ).
9-
شما می توانید یک رابطه دوستی را بایان دهید اما هرگز نمی توانید چشمان
خود را بر احساس عاشق بودن ببندید چرا که حتی اگراینکار را بکنید - عشق
همانند قطره ای در قلب شما و برای همیشه باقی خواهد ماند.
دو نفر همدیگر را خیلی دوست داشتند
یک لحظه نمیتوانستند از هم جدا باشند با خواندن یک جمله معروف از هم جدا میشوند تا
یکدیگر را امتحان کنند و هر کدام در انتظار دیگری، همدیگر را نمیبینند چون هر دو
به صورت اتفاقی به جمله معروف شکسپیر بر میخورند:
عشقت را رها کن اگر خودش برگشت مال
توست و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده.
گفتم که دوستت دارم ، گفتی که باور
نداری
گفتم این کلمه را از حفظ نمی گویم از ته دلم می گویم ، گفتی دلم را نیز باور نداری
سکوت تلخی کردم و از ته دلم آه کشیدم. مدتی سکوت با چشمانی خیس
گونه ام خیس شد و قلبم شکسته
گفتی که تو قلبم را شکستی ، گفتم که قلبت شکسته نشد ، احساست در هم شکست
گفتی سکوت کن میخواهم گریه کنم ، من نیز سکوت کردم و با گریه تو نا آرام شدم و اشک
ریختم
گفتی بی خیالی از اشکهایم ،چیزی نگفتم ، و باز سکوت و یک آه تلخ
گفتی کاش که عاشق نمی شدم ، گفتم عاشقی همه این دردها را دارد
گفتی خسته شدی از همه کس ، گفتم من با تو می مانم
گفتی خیلی تنهایی ، گفتم کسی که عاشق است تنهایی را نمی شناسد
و باز گفتی تنهایی ، گفتم کسی که عاشق است قلب یارش باید همان تنهایی او باشد
گفتی که این حرفایت تکراری است ، گفتم به جز تکرارش راهی نیست
گفتی که آغوشت را میخواهم ، گفتم که
منتظر بمان عزیزم
گفتی که شانه هایت را میخواهم ، دلم به درد آمد از دوری ات و به غم نشستم
گفتی که تو از حرفهایم پریشانی ، گفتم حرفی نیست و حرفهایت شکنجه ای بیش نیست
گفتی که لبخندی بزن ، گفتم که حس لبخند نیست
گفتم با اینکه این کلمه تکراری است و با اینکه باور نداری باز میگویم که دوستت
دارم
چیزی نگفتی و سکوت کردی
گفتم که دوستت دارم ، دوستت دارم و
دوستت دارم و اشک از چشمانم سرازیر شد
و باز چیزی نگفتی و به جای سکوت اینبار تو نیز مانند من اشک ریختی
زیباترین تصویری که در زندگانیم دیدم نگاه عاشقانه چاپ
تاریخ : دوشنبه 1 تیر ماه سال 1388
زیباترین
تصویری که در زندگانیم دیدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود ** زیباترین
سخنی که شنیدم سکوت دوست داشتنی توبود ** زیباترین احساساتم گفتن دوست
داشتن تو بود ** زیباترین انتظار زندگیم حسرت دیدار توبود ** زیباترین
لحظه زندگیم لحظه با تو بودن بود ** زیباترین هدیه عمرم محبت توبود
نمی دانم امشب کبوتر افکارم بر کدامین بام گشوده در
غبار نشسته که واژه ها برای یاری ام راه را گم کرده اند
تنها میدانم در این گم گشتگی باید از تو بنویسم.
عزیز ترینم! قلبم را فرش زیر پایت می کنم و نور چشمانم
را فانوس دریای مهربانیت
A
Boy Liked A Girl Working In A CD Shop Very Much. But He Did Not Tell
Her About His Love. Everyday He went to The CD Shop, And Bought A CD
Just For Talking To Her. After A Month He Died. When The Girl Went To
His House And Asked About Him, Boy's Mom Said That He Died, And Then
Mother Took The Girl To Boy's Room. She Saw All The CDs Unopened. The
Girl Cried And Cried And Finally Died.You Know Why She Cried? Because
She Had Kept Her Own Love Letters Inside The CD Packs. She Also Loved
Him. Moral Of The Story : If You Love Someone, Say To Him/Her Directly.
Don't Wait For The Destiny To Play The Role